از جی اف کی تا بایدن – پایگاه خبری مرتضی خبر


by Rick Sterling

از انتشار این قطعه خوشحالیم توسط ریک استرلینگ، عضو هیئت مدیره JWE اولین بار توسط AntiWar.com منتشر شد

شباهت های قابل توجهی بین بحران بین المللی کوبا در سال ۱۹۶۲ و اوکراین امروزی وجود دارد. هر دو شامل رویارویی شدید بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی یا روسیه بود. هر دو شامل کشورهای شخص ثالث در آستانه یک قدرت بزرگ بودند. بحران موشکی کوبا به وقوع جنگ جهانی سوم منجر شد، درست مانند بحران اوکراین امروز.

بحران موشکی کوبا و بحران کنونی در اوکراین

در سال ۱۹۶۱، ایالات متحده از حمله خلیج خوک ها به کوبا حمایت کرد. با وجود شکست، لفاظی‌ها و تهدیدهای خصمانه واشنگتن علیه کوبا ادامه یافت و سیا تلاش‌های متعددی برای ترور علیه فیدل کاسترو، رهبر کوبا انجام داد.

کوبا به دنبال دفاع از خود بود، یا حداقل ابزاری برای پاسخ دادن در صورت حمله دیگری داشت و به دنبال موشک از اتحاد جماهیر شوروی بود. شوروی موافقت کرد و شروع به نصب مخفیانه موشک ها کرد. کوبا به عنوان یک کشور مستقل که تحت حمله و تهدید دائمی قرار دارد، حق دستیابی به این موشک ها را دارد.

جی اف کندی رئیس جمهور ایالات متحده بر خلاف این فکر می کند. وی با استناد به دکترین مونرو گفت که این موشک ها آمریکا را به خطر می اندازد و باید از بین برود. او کوبا را محاصره هوایی و دریایی کرد و کشتی شوروی را که در دریاهای آزاد به سمت کوبا حرکت می کرد، تهدید کرد. جهان در لبه پرتگاه بود و ترس جهانی از وقوع جنگ جهانی سوم وجود داشت. در زادگاه من، کانادا، بسیار نگران این بودیم که یک شبه جنگ هسته ای آغاز شود.

خوشبختانه برای بشر، سرهای آرام حاکم شد و مذاکرات انجام شد. اتحاد جماهیر شوروی با خروج این موشک ها از کوبا موافقت کرد. در مقابل، JFK موافقت کرد که موشک های آمریکایی را در ترکیه که اتحاد جماهیر شوروی را هدف قرار می دادند، خارج کند. کوبایی‌ها عصبانی بودند و معتقد بودند که به آنها خیانت شده و ابزار دفاعی خود را از دست داده‌اند. اما شوروی در کنار تعهد ایالات متحده به عدم حمله به کوبا، تصویر بزرگتری در ذهن خود داشت.

وضعیت فعلی اوکراین شباهت هایی دارد. به جای اینکه موشک های کوبا تهدیدی برای ایالات متحده باشد، ناتو در اوکراین به عنوان تهدیدی برای روسیه تلقی می شود. ناتو به طور پیوسته به سمت شرق گسترش یافته و موشک هایی در لهستان و رومانی نصب کرده است. از سال ۲۰۰۸، روسیه به صراحت اعلام کرده است که نظامی کردن اوکراین توسط ناتو خط قرمزی برای آن است. کیف به مسکو نزدیکتر از هاوانا به واشنگتن است. اگر اولتیماتوم JFK در مورد موشک های کوبا موجه باشد، آیا مخالفت روسیه با عضویت اوکراین در یک اتحاد نظامی متخاصم غیرقابل توجیه است؟

پاسخ های مختلف

در سال ۱۹۶۲، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی دریافتند که باید از تشدید تنش ها و خصومت ها اجتناب کرد و به مذاکره روی آورد. آنها یک سازش قابل قبول دوجانبه پیدا کردند.

وضعیت امروز جدی تر به نظر می رسد. ایالات متحده و ناتو به جای اینکه به دنبال پایان دادن به جنگ باشند، سلاح ها را زمین گذاشته و خونریزی بیشتری را تشویق می کنند. به نظر می رسد که این یک جنگ نیابتی با ایالات متحده است که آماده است تا آخرین لحظه اوکراین بجنگد. فراخوان هایی برای تشدید درگیری وجود دارد.

پس زمینه اوکراینی

دانستن پیشینه بحران کنونی برای درک اقدامات پوتین ضروری است. بی‌آنکه اکثر آمریکایی‌ها بدانند، یک رویداد بزرگ در سال ۲۰۱۴ رخ داد، زمانی که یک کودتای خشونت‌آمیز با حمایت ایالات متحده، دولت منتخب دموکراتیک اوکراین را سرنگون کرد. ویکتوریا نولند، مقام وزارت امور خارجه ایالات متحده، در حالی که سناتور جان مک کین، معترضان ضد دولتی را تشویق می کرد، کلوچه توزیع کرد. در گفتگوی محرمانه با سفیر ایالات متحده در اوکراین، نولاند تصمیم گرفت که پس از کودتای ضعیف چه کسی دولت را اداره کند. در روزهای اخیر، تک تیراندازان مخالف ۱۰۰ نفر را از هر دو طرف کشتند تا اوضاع را ملتهب کنند و احتمال “کودتا” را ایجاد کنند. ویدئوی الیور استون “اوکراین می سوزد” پیشینه و رویدادها را شرح می دهد.

دولت کودتاچی در اولین روز روی کار آمدن خود با صدور فرمانی زبان روسی را به عنوان زبان رسمی حذف کرد.

ظرف چند هفته کریمه همه پرسی برگزار کرد. با مشارکت ۸۵ درصدی، ۹۶ درصد به ترک اوکراین و اتحاد مجدد با روسیه رای دادند. چرا آنها این کار را کردند؟ از آنجایی که اکثر کریمه‌ها به‌عنوان زبان اول خود به زبان روسی صحبت می‌کنند و کریمه از سال ۱۷۸۳ بخشی از روسیه بوده است. وقتی خروشچف، نخست‌وزیر شوروی، کریمه را در سال ۱۹۵۴ از جمهوری روسیه به جمهوری اوکراین منتقل کرد، همه آنها در داخل اتحاد جماهیر شوروی بودند.

در اودسا، معترضان ضد کودتا مورد حمله اراذل و اوباش افراطی ناسیونالیست قرار گرفتند که در آن ۴۸ نفر کشته شدند، بسیاری از آنها در حالی که سعی داشتند در سالن اتحادیه کارگری فرار کنند، زنده زنده در آتش سوختند. در شرق اوکراین، معروف به دونباس، اکثریت مردم نیز مخالف دولت کودتای ملی‌گرا بودند. جنگ داخلی در گرفت و هزاران نفر کشته شدند.

با مشارکت فرانسه، آلمان، دولت کیف و شورشیان شرق اوکراین توافقی حاصل شد و به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید. نام آن توافق مینسک بود. روسیه بارها اجرای این توافق را تشویق کرده است. به جای مذاکره و صلح، دولت کیف و ناتو برعکس عمل کردند. از سال ۲۰۱۵، سلاح های بیشتر، تهدیدات بیشتر، آموزش های بیشتر ناتو، تشویق بیشتر ناسیونالیسم افراطی و همچنین تمرین های نظامی ناتو به وضوح برای تهدید و دشمنی روسیه طراحی شده است. این یک حدس نیست. گزارش رند در سال ۲۰۱۹، “توسعه بیش از حد و عدم تعادل” روسیه را توصیف کرد.

جهان را به خطر بیندازد

به نظر می رسد که دولت بایدن می خواهد درگیری در اوکراین را طولانی کند. پرزیدنت بایدن در یک “اشتباه مهلک” اعلام کرد که پوتین باید جایگزین شود. آستین وزیر دفاع آمریکا گفت که هدف آمریکا «تضعیف روسیه» است. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه پیشین، فکر می کند که افغانستان کشوری در دهه ۱۹۸۰ است “مدل” پس از درگیری در اوکراین، روسیه را درگیر یک جنگ طولانی مدت کنید. گراهام و بلومنتال سناتورهای جمهوری خواه و دموکرات در ۷ ژوئیه از کیف بازدید کردند و خواستار تسلیحات بیشتر شدند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد ایالات متحده و بریتانیا به زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین توصیه کرده اند که مذاکره نکند.

نیاز به شجاعت و سازش

با وجود جنگ و خونریزی که اکنون در جریان است، ما باید مانند سال ۱۹۶۲ خونسردی خود را حفظ کنیم. ما می توانیم یک وضعیت LOSE-LOSE داشته باشیم که تمام جهان را به خطر می اندازد، یا سازشی که استقلال اوکراین را تضمین می کند و در عین حال تضمین های امنیتی برای روسیه ارائه می دهد.

JFK شجاعت و خرد داشت تا با سیا و ژنرال های نظامی که می خواستند بحران را تشدید کنند، مقابله کند. جو بایدن است؟ تفاوت زیادی بین دو رئیس جمهور وجود دارد. JFK جنگ را از نزدیک می دانست. او در جنگ جهانی دوم مجروح شد و برادرش جان باخت. او مدافع صلح شد. ممکن است به قیمت جان او تمام شده باشد، اما میلیون ها نفر نجات یافته اند. در مقابل، جو بایدن از طرفداران همه جنگ های آمریکا در سه دهه گذشته بوده است. نه تنها این، او یک بازیگر اصلی در کودتای اوکراینی ۲۰۱۴ و پیامدهای آن بود.

از آنجایی که بایدن ویکتوریا نولند، معمار اصلی کودتای اوکراین را به عنوان سومین مقام عالی رتبه در وزارت امور خارجه منصوب کرد، نمی توان به طور واقع بینانه انتظار تغییر سیاست را از این دولت داشت. نومحافظه کاران مسئول هستند.

اگر قرار است از فاجعه جلوگیری شود، دیگران باید صحبت کنند و قبل از اینکه اوضاع از کنترل خارج شود، خواستار مذاکره و حل و فصل شوند.