درخواست اروپا برای پایان دادن به جنگ در اوکراین


ما خوشحالیم که این پیام را از طرف عضو هیئت مدیره JWE و وکیل بین المللی ریچارد فالک به وبلاگ، عدالت جهانی در قرن بیست و یکم ارسال می کنیم.

یادداشت مقدماتی: پیام زیر هفته گذشته در هفته نامه معتبر آلمانی ZEIT منتشر شد. این از دیدگاه اروپایی نوشته شده است و خواستار آتش بس و پس از آن مذاکرات دوجانبه بین اوکراین و روسیه است. برگزارکنندگان و امضاکنندگان تقریباً به طور کامل از رده‌های بالای زندگی فکری و دانشگاهی آلمان انتخاب شدند. این نامه به طور مستقیم به ابعاد ژئوپلیتیکی جنگ در اوکراین نمی پردازد. در نتیجه، ایالات متحده یا ناتو را به خاطر تلاش برای پیروزی در میدان نبرد در اوکراین یا روسیه به دلیل تهدید به آغاز جنگ هسته ای سرزنش نکنید. با این حال، درخواست فوری برای پایان دادن به کشتار و دیپلماسی یک جایگزین خوش‌آمد و ارزشمند برای این ایده است که ظاهراً توسط دولت‌های پیشرو ناتو تأیید شده است، که جنگ طولانی اوکراین، حتی اگر به تشدید تنش‌های سطح بالا ادامه دهد، حواس‌پرتی و منبعی است. . تغییرات آهسته آب و هوا، مسائلی را به ویژه در جنوب جهانی به اشکال مختلف سختی شدید و اشکال جدی بی ثباتی تبدیل می کند.

اکنون آتش بس کنید، مذاکرات در اسرع وقت

اروپا مسئول بازگرداندن و تضمین صلح در این قاره است. این مستلزم تدوین استراتژی برای پایان دادن به جنگ روسیه در اوکراین در سریع ترین زمان ممکن است.

برای سه ماه و نیم، اوکراین توانسته است از خود در برابر جنگ تهاجمی وحشیانه روسیه دفاع کند که بخشی از آن به لطف تحریم های اقتصادی گسترده و حمایت نظامی اروپا و ایالات متحده بوده است. با این حال، تا زمانی که این حمایت ها ادامه دارد، مشخص نیست چه اهدافی دنبال می شود. با توجه به برتری نظامی روسیه و توانایی روسیه در تشدید تنش های نظامی، پیروزی اوکراین با بازپس گیری تمامی مناطق اشغالی از جمله استان های دونتسک، لوهانسک و کریمه توسط اکثر کارشناسان نظامی غیرواقعی تلقی می شود.

بنابراین، همه کشورهای غربی که از اوکراین حمایت نظامی می‌کنند باید از خود بپرسند که هدفشان دقیقاً چیست و آیا تحویل تسلیحات (و برای چه مدت) هنوز راه درستی است یا خیر. ادامه جنگ با هدف دستیابی به پیروزی کامل اوکراین بر روسیه به معنای هزاران تلفات برای هدفی است که واقع بینانه به نظر نمی رسد.

علاوه بر این، پیامدهای جنگ دیگر محدود به اوکراین نیست. تداوم آن منجر به رنج گسترده انسانی، اقتصادی و زیست محیطی در سراسر جهان خواهد شد. افزایش سریع قیمت ها و کمبود انرژی و مواد غذایی باعث ناآرامی در بسیاری از کشورها شده است. اگر جنگ پس از پاییز ادامه یابد، کمبود کود تاثیری جهانی خواهد داشت. نرخ تلفات بالا، بسیاری از مرگ و میر ناشی از گرسنگی و بیماری، و وضعیت جهانی ناپایدار پیش بینی می شود. هشدارهایی درباره این پیامدهای غم انگیز نیز در سطح سیاسی بین المللی (G7، سازمان ملل) صادر می شود.

همه کشورهای غربی باید در برابر تجاوز روسیه به اوکراین و اتهامات مخرب تر بایستند. با این حال، طولانی کردن جنگ در اوکراین راه حل نیست. تحولات جاری در مورد حمل و نقل ریلی به منطقه کالینینگراد روسیه و اعلام پوتین مبنی بر ارائه سامانه های موشکی با قابلیت حمل کلاهک هسته ای به بلاروس نشان می دهد که خطر تشدید تنش در حال افزایش است. کشورهای غربی باید تمام تلاش خود را انجام دهند تا طرف های متخاصم در اسرع وقت به یک راه حل مذاکره دست یابند. این به تنهایی می تواند از سال ها فرسایش با پیامدهای مرگبار داخلی و جهانی و همچنین تشدید تنش نظامی که می تواند منجر به استفاده از سلاح های هسته ای شود، جلوگیری کند.

مذاکرات به معنای تسلیم اوکراین نیست، همانطور که گاهی اوقات فرض می شود. صلحی که پوتین دیکته می کند یک گزینه نیست. جامعه بین المللی باید تمام تلاش خود را برای ایجاد شرایطی که در آن مذاکرات می تواند انجام شود، انجام دهد. این اعلامیه حاکی از آن است که بازیگران غربی علاقه ای به ادامه جنگ ندارند و استراتژی های خود را بر این اساس تنظیم خواهند کرد. همچنین مستلزم تمایل برای اطمینان از شرایط آتش بس و نتیجه مذاکرات صلح در سطح بین المللی است که ممکن است به سطح بالایی از تعهد نیاز داشته باشد. هر چه جنگ بیشتر طول بکشد، فشار بین المللی بیشتری برای بازگشت هر دو طرف به مذاکرات ضروری است. غرب باید تمام تلاش خود را برای متقاعد کردن دولت‌های روسیه و اوکراین به توقف خصومت‌ها انجام دهد. تحریم‌های اقتصادی و حمایت نظامی باید در یک استراتژی سیاسی با هدف کاهش تدریجی تنش‌ها تا اجرای کامل آتش‌بس گنجانده شود.

تاکنون هیچ تلاش هماهنگ و متمرکزی از سوی جامعه بین المللی به ویژه بازیگران اصلی غربی برای مذاکره صورت نگرفته است. تا زمانی که اینطور نباشد، نمی توان تصور کرد که تفاهم غیرممکن است و بویژه پوتین آماده مذاکره نیست. در شرایط بن بست، این یک رویه استاندارد برای طرف های متخاصم است که حداکثر خواسته ها را مطرح کنند یا به طور کلی از مذاکرات صلح امتناع کنند. پیشرفت های حاصل شده در تلاش های مذاکره تا کنون نشان دهنده تمایل اولیه هر دو طرف برای دستیابی به یک رویکرد انعطاف پذیر برای دستیابی به اهداف خود است. در این مرحله، تنها یک حمله بزرگ دیپلماتیک می تواند بن بست فعلی را بشکند.

آغاز مذاکرات بهانه ای برای جنایات جنگی نیست. ما در آرزوی عدالت شریک هستیم. با این حال، مذاکرات قبل از هر چیز ابزار ضروری برای جلوگیری از رنج بیشتر در اوکراین و پیامدهای فاجعه بار جنگ در سراسر جهان است. با توجه به خطر یک فاجعه انسانی و خطرات آشکار تشدید، ثبات باید هر چه زودتر بازیابی شود. فقط تعلیق خصومت ها زمان و فرصت لازم برای انجام این کار را فراهم می کند. اهمیت فوق‌العاده این هدف مستلزم آن است که ما به چالش برسیم و هر کاری می‌توانیم انجام دهیم تا آتش‌بس زودهنگام و آغاز گفتگوهای صلح ممکن شود – و از انجام هر کاری که خلاف آن هدف باشد خودداری کنیم.

یاکوب آگوستین (روزنامه نگار)، ریچارد فالک (استاد حقوق بین الملل)، ایسونیا فلوسبوهلر (فیلسوف)، توماس گلابین (استاد اقتصاد کشاورزی)، جوزف هالینگر (رمان نویس)، الیزا هوون (استاد حقوق کیفری)، الکساندر کلوگ (فیلمساز و نویسنده)، کریستوف مینک (پروفسور فلسفه)، ولفگانگ مرکل (استاد علوم سیاسی)، جولیان نیدا رملین (فیلسوف)، رابرت والر (فیلسوف)، ریچارد دی برشت (فیلسوف)، جفری ساکس (استاد اقتصاد) مایکل فون در شولنبورگ (دیپلمات سابق در سازمان ملل متحد))، ادگار سلیگ (رمان نویس)، ایلیا تروجانوف (رمان نویس)، اریک وید (ژنرال بازنشسته، مشاور نظامی سابق آنگلا مرکل)، یوهانس وارویک (استاد سیاست بین الملل)، هارالد ولزر (روانشناس اجتماعی) رانگا یوگشوار (روزنامه نگار) (علمی) جولی زه (رمان نویس)