سه روز پرماجرا خانواده شیکاگو را در درام و طنز تکان می دهد. خبرگزاری نیاز


کمتر فیلمی این احساس بی واسطه، ناملموس و غیرقابل انکار «زندگی در در» را دارد. گویی ما با چتر نجات وارد زندگی شخصیت های اصلی می شویم – زندگی ای که قبل از اینکه ما به این افراد امتیاز بدهیم وجود داشته است، زندگی ای که بسیار فراتر از زمان کوتاهی است که با آنها به اشتراک می گذاریم.

“نسبی” دقیقاً همین است.

این فیلم که عمدتاً در محله راجرز پارک فیلمبرداری شده و با بازی بازیگران درخشانی از جنگجویان با استعداد و افراد نسبتاً تازه وارد ساخته شده است، یک کمدی/درام خنده دار، گاهی تکان دهنده و واقعاً هیجان انگیز درباره سه روز پرماجرا در زندگی است. یکی از آنها به تازگی اتفاق افتاده است. خانواده بزرگ به هم وابسته اند و وقتی می گویم «مرتبط»، منظورم یکی از دسته های رنگارنگ منحصر به فرد نیست که معادله عشق و بی کفایتی را در شجره خانواده دارد؟

بسیاری از “بستگان” در داخل و اطراف خانه ویکتوریایی صخره‌ای خاکستری که کارن و دیوید فرانک در آن زندگی می‌کردند (به ترتیب، “Twin Peaks” و “People Under the Stairs” اثر وندی روبی و فرانسیس جنان از تئاتر Steppenwolf). 30 ساله، چهار فرزند را بزرگ کرده و به تدریج فعالیت خود را تا به امروز حفظ کرده است. یک کارن خوش‌بین در یک کتاب‌فروشی محلی کار می‌کند، در حالی که پیر دیوید با پیراهن‌های فلانل و شلوار جین گشاد به خانه می‌رود، صبحانه درست می‌کند و در ایوان مطالعه می‌کند. (این مردی است که احتمالاً هرگز به ظاهر خود اهمیتی نداده است. او در لباس و پوست خود بسیار راحت است.)

دو کودک بالغ هنوز در خانه زندگی می کنند: بنجی (کامرون اسکات رابرتز) در آستانه فارغ التحصیلی از کالج برای تبدیل شدن به “کارتوگراف دیجیتالی” برای نقشه های گوگل است، در حالی که راد (کیت دی. گالاگر) یک کهنه سرباز جنگ عراق و پدر مطلقه ای است که از خواب بیدار می شود. در زیرزمین تقریباً هر چند وقت یک بار در حال انجام بازی های ویدیویی است یا به همسر سابقش سارا (هدر کرایسلر) که به عنوان مدل وب کم کار می کند وسواس دارد.

اوون (کلر کونی) و نورما (امیلی لیب) برای بیرون آوردن بنجی به خانه می آیند. ایوان دوست دختر لوسیا (ملیسا دوپره) و دخترشان اِما (آریل گونزالس) را می آورد، در حالی که نورما اینجا تنها و بدون خانواده اش است، و اجازه دهید بگوییم که دو خواهر در زندگی و روابط خود مشکلات عاطفی دارند.

این گروه شامل تعدادی شخصیت اصلی دیگر، از جمله کروکودیل های آزاد (الیزابت استام)، بازیگری است که با بنجی در بار هوپلاف ملاقات می کند و موافقت می کند که قرار ملاقاتش را در جشن فارغ التحصیلی اش در خانه داشته باشد، زیرا می داند که ممکن است اینطور باشد، و همینطور خواهد شد. عجیب و غریب. و شرم آور و سرگرم کننده و او اشتباه نمی کند.

مایکل گلاور اسمیت، نویسنده و کارگردان با استعداد (“عطارد در رتروگراد”، “ملاقات در شیکاگو”) همچنان به عنوان یک فیلمساز به رشد خود ادامه می دهد و داستان سه روز را به طرز ماهرانه ای پر می کند. مهره ها را روی صفحه شطرنج حرکت دهید. با رویارویی ها، مکاشفه ها و درک های متحول کننده زندگی. دیوید شکایت می کند (شاید اگر همیشه عیوب فرزندانمان را نادیده نمی گرفتم، اوضاع برای آنها بهتر بود و شاید هم همینطور می شد.” یعنی اینطور نیست که هیچ یک از آنها جمهوری خواه شوند.” دیوید: “خب، راد یک لیبرال است، و این بدتر است.”

من در انتخاب بازیگران انفرادی تردید دارم زیرا هر شخصیت بسیار خوب نوشته شده است و هر اجرا عالی است. داشتم یک فیلم یا یک سریال کامل درباره کارن و دیوید یا اوون و لوسیا یا اما یا بنجی یا راد یا هکلا تماشا می کردم.

داشتن همه آنها زیر یک سقف عالی است، حتی زمانی که سقف کمی از آن همه درگیری و درام تکان بخورد.