“من به دلیل اختلافات خانوادگی دو عروسی داشتم” – Nelofilm


رازی هست که از مادرم پنهان کرده بودم و می خواستم آن را با خودم به قبر ببرم.

این عروسی بود که او هرگز دعوت نشد یا از آن بی خبر بود، عروسی دوم من، یعنی.

اشتباه نکنید – من مادرم را دوست دارم و او در اولین عروسی من بود. اما می دانستم که عدم اطلاع از ازدواج دوم من به نفع اوست، همانطور که بهتر بود یک مهمانی مهم را از دست نمی داد. دلیل – پدرم که خیلی دوستش دارم.

پدر و مادر من در اوایل بیست سالگی من قبل از تولد من در سال ۱۹۷۵ خیلی جوان ازدواج کردند و بعداً بسیار ناراضی شدند. مامان

وقتی ۱۱ ساله بودم، پدرم ارتش را ترک کرد تا بتوانم در مدرسه ای که در آن زمان درس می خواندم بمانم و مجبور نباشم برای کار بعدی به پدرم بپیوندم. بیشتر در اطراف باشید

اما پدرم پس از ترک سربازی نتوانست شغلی را حفظ کند. حالا به گذشته نگاه می کنم تا بفهمم واقعا چقدر فقیر بودیم و چقدر نگرانی های مالی باعث ازدواج آنها شده است. مامانم خیلی گریه کرد و یادم می‌آید جملاتی مثل “اوه چشمم دوباره گریه می‌کند” را به یاد دارم.

سپس، پس از یک حمله قلبی قبل از سال ۲۰۰۳، پدرم در حال ارزیابی مجدد زندگی خود بود و تصمیم گرفت مادرم را در حالی که او در تعطیلات بود ترک کند. روزی که مادرم برگشت او به آنجا نقل مکان کرد و از آن زمان دیگر همدیگر را ندیده اند، زیرا درگیر پرونده طلاق بودند. مادرم در آن زمان بسیار از دست پدرم عصبانی بود و این عصبانیت هرگز از بین نرفت.

دفتر ثبت ازدواج
ویک پترسون و گرگ در اولین ازدواجشان، مراسم ازدواج قانونی که در دفتر ثبت ازدواج برگزار شد.

بنابراین، وقتی همسرم گرگ در آوریل ۲۰۱۵ نامزد کرد، بلافاصله فهمیدم که داشتن والدینم در یک اتاق، چه برسد به اینکه در همان شهر باشند، ایده خوبی برای عروسی ما نخواهد بود. فرم.

من و شوهرم مذهبی نیستیم، اما ما عاشق این بودیم که یک ضیافت معنوی داشته باشیم و در مورد روزه ای خواندیم که لازم است مچ دست شما را با یک تکه طناب بسته شود، که نماد تعهد به هر فردی است. دیگر

اما متوجه شدیم که روزه گرفتن از نظر شرعی به عنوان جشن عروسی شناخته نمی شود، بنابراین تصمیم گرفتیم که اول یک عروسی قانونی و به عنوان عروسی دوم مراسم شستن دست ها را برگزار کنیم.

ما سعی کردیم در اواخر آوریل ۲۰۱۶ زیباترین سابقه ازدواج قانونی خود را پیدا کنیم که رابطه ای آرام فقط با مادر و پدر گرگ بود. بعد، در کلاریج، یک هتل مجلل پنج ستاره در لندن، چای عصرانه خوردیم.

مادر من بسیار فهیم است و بسیاری از افراد را برای او آسان نمی بیند، بابا – به او نوشیدنی بده و او اهل مهمانی است.

عروسی جنگ ستارگان در سال 2016.
تصویری از ویک پترسون و همسرش گرگ در مراسم ازدواجشان در جنگ ستارگان در ۴ می ۲۰۱۶.

شوهر من فوق العاده است جنگ ستارگان طرفداران، و البته ۴ می توسط طرفداران به عنوان “روز جنگ ستارگان” به احترام این عبارت مهم تعیین شد: “خدا با شما باشد.” شما حداقل سالگرد ازدواج ما را فراموش نخواهید کرد و این کاری است که ما انجام دادیم. این هدیه عروسی من به گرگ بود.

بنابراین برای من منطقی بود که مادرم در یک عروسی قانونی شرکت کند و پدرم حدود یک هفته بعد در یک رویداد بزرگتر جنگ ستارگان شرکت کند.

یک زوج متاهل در دفتر ثبت ازدواج.
ویک پترسون به همراه همسرش گرگ.

مهمانی لباس جدی پوشیده بود و با آهنگ از سالن راه افتادیم جنگ ستارگان من همچنین پخش کننده هایی را استخدام کردم که لباس طوفان بر تن داشتند. آنها من و گرگ را به جای پدرم که در مهمانی بود و در حال خوشگذرانی بود، در راهرو پیاده کردند.

من هرگز در مورد عروسی دوم به مادرم نگفتم زیرا او می خواست عکس ها را ببیند، یعنی دید که پدرم آنجاست. و با شریک دیگری آشنا شد.

عروسی جنگ ستارگان در سال 2016.
ویک پترسون و همسرش گرگ در مراسم عروسی خود در می ۲۰۱۶ در جنگ ستارگان.

اما حتما برای مادرم به خاطر لجبازی پدرم خیلی سخت بوده، این را در گذشته بیشتر می فهمیدم.

و این یکی از دلایل اصلی به هم خوردن رابطه آنها بود، وقتی پدرم تصمیمی گرفت، چه به دردش بخورد و چه تصمیم اشتباهی، به آن چسبید، بیا به جهنم یا آب.

آنها تمام تلاش خود را کردند، اما این یک خانه ناخوشایند و یک ازدواج ناخوشایند بود، و این تصمیم کاملاً درستی بود که یک عروسی جداگانه برای من و من برگزار شود.

ویک پترسون یک درمانگر بافت نرم و درمانگر بافت نرم در state11.co.uk مستقر در لینکلن شایر، انگلستان است. می توانید او را در اینستاگرامxxx دنبال کنید.

تمام نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است.

همانطور که به سو کیم گفته شد.

پدری دختر بالغ خود را می بوسد.
عکس ویک پترسون در کنار پدرش.
مادر و دختر در عروسی
ویک پترسون با مادرش در اولین عروسی اش.