من ۳۲ سال دارم و با پدر و مادرم زندگی می کنم – چرا نمی توانم خانه بخرم؟ – نیلوفیلم


من اساساً در آذرماه سال گذشته مجبور شدم زادگاهم را ترک کنم، زیرا هم اتاقی قدیمی ام سه ماه است که کرایه خانه را پرداخت نکرده بود، بنابراین مجبور شدیم آنجا را ترک کنیم.

تنها پس از ۱۰ روز اطلاع، مجبور شدم خانه را ترک کنم و با پدر و مادرم برگردم. اخراج شما تجربه بسیار دردناکی بود. من خیلی خوش شانس هستم که پدر و مادرم از من حمایت می کنند.

همیشه قرار بود این آخرین سال اجاره من باشد. من قبلاً تصمیم گرفته بودم برای خرید خانه تلاش کنم و بعد این اتفاق افتاد. قیمت اجاره اساساً با هزینه مالکیت خانه برابر است. من فقط پس انداز می کنم و خانه می خرم.

دست گرفتن در خانه
تورم قیمت مسکن شهری جوانان بیشتری را از بازار املاک خارج می کند.
من سهام هستم

من دوست دیگری داشتم که چند ماه پیش خانه ای در همان نزدیکی خرید، بنابراین احساس مثبتی داشتم. بهترین دوست من مشاور املاک من است. به نظرم عالی بود شما با من کار خواهید کرد.

در دوره ای که ما بررسی کردیم، از ژانویه شروع شد، نرخ بهره فقط در حال افزایش بود، اما قیمت مسکن کاهش نیافته است، نرخ ها حدود چهار درصد بود، اکنون به پنج و نیم درصد رسیده است. این بدان معناست که پرداخت های وام مسکن من از حدود ۲۲۰۰ تا ۲۸۰۰ دلار متغیر است.

من در حال تلاش برای خرید در منطقه بسیار گرم فیلادلفیا هستم. این منطقه در بین مردم نیویورک یا افراد مسن که می خواهند خانه هایی برای اجاره بخرند محبوب است.

من می خواهم در یک منطقه خاص باشم، اما آنها هستند. این به این معنی است که من یا چیزی را می بینم که بتوانم آن را در یک نقطه خطرناک از شهر تحمل کنم تا از زندگی در آنجا احساس امنیت نکنم یا در جایی. این فقط برای من مقرون به صرفه نیست

من یک شغل تمام وقت به عنوان مدیر موفقیت مشتریان در یک شرکت امنیت سایبری دارم. من همچنین یک تجارت جانبی را اداره می کنم، برنامه تشویقی All-Star. بنابراین، با دو درآمد تمام وقت، بدون بدهی و امتیاز اعتباری عالی، دلیلی وجود ندارد که این کار نتواند کار کند.

با این حال، این طور نیست.

هیچ انتخاب خوبی بین نرخ بهره و قیمت مسکن وجود ندارد. حتی اگر بخواهیم چیزی بخریم تا آن را بازسازی کنیم، چیزی که می بینیم هنوز به اندازه کافی ارزان نیست. علاوه بر این، شما مشکلات زنجیره تامین و هزینه‌های مواد دارید، بنابراین بازسازی برای ما نیز گزینه مقرون‌به‌صرفه‌ای نیست.

در اسفند ماه سال گذشته پیشنهاد خرید خانه ای را دادم که قبلا دیده بودم، روز بعد آن را خریدم، اما فروشنده به جای آن خانه باز پیشنهاد داد.

پنج پیشنهاد دیگر نیز وجود داشت. قرار نیست

سپس، تصمیم گرفتم استراحت کنم، زیرا به نظر می‌رسید که سعی می‌کنم کاری انجام دهم که اینطور نیست.

این حالت به طور متوسط ​​برای شما ۳۰ حرفه ای هزینه خواهد داشت. اینجا بازار فروشندگان است. وقتی به خانه ای نگاه می کنید، یا تخریب شده یا توسعه نیافته است، یا پنج پیشنهاد وجود دارد. من فقط مثل: من بیرون هستم. من این بازی را انجام نمی دهم

من در موقعیت بسیار خوش شانسی هستم، مجبور نیستم حرکت کنم، می خواهم پیش پدر و مادرم بمانم، بنابراین وقت دارم.

زندگی بدون اجاره و بدون قبض به این معنی است که می توانم در حال حاضر روی پس انداز بیشتر برای خرید خانه تمرکز کنم. من فقط می توانم بیشتر پس انداز کنم تا آن را کنار بگذارم، یا هزینه ها را ببندم، یا چیز دیگری، به موقع.

اما هنوز هم بسیار ناامید کننده است. بیشتر از همه، بسیار ناامید کننده است که همه چیز را درست انجام دادید. شما شغل خوب و پایداری دارید. در واقع دو شغل. درآمد خوبی داری شما اعتبار خود را حفظ کرده اید. شما مقداری پول نقد دارید – من حدود ۵ درصد دارم.

و شما فقط یک خانه کوچک می خواهید. تکه ای از رویای آمریکایی شما

خط افق فیلادلفیا در غروب خورشید از تالار شهر
خط افق فیلادلفیا در غروب خورشید از عرشه دیدبانی در تالار شهر قابل مشاهده است.
MarkMakela/Corbis از طریق Getty Images

من خانه بزرگ یا چیز دیوانه‌واری نمی‌خواهم، اما چیزی می‌خواهم که راحت، مقرون به صرفه باشد و بودجه ماهانه‌ام را کم نکند، فقط برای اینکه بتوانم در یک خانه زندگی کنم. ظاهر می شود. دور.

شما افراد دیگری را می بینید که ممکن است همه آن کادرها را علامت نزنند، اما خانه دارند. بالاخره فکر می کنم: چرا این دروازه فقط برای من پایین می آید؟ کی میخوام بگیرمش؟

انتظار نداشتم اینقدر گران و سخت باشد. چرا هنوز به آنجا نرسیدم؟ و اگر من هنوز آنجا نیستم، این بدان معناست که افراد دیگری مانند من نیز می توانند. زندگی خود را شروع کنید

در ۳۲ سالگی، پیشرفت همه را متوقف می کند، برای خانواده ها، برای آینده، برای ساختن ثروت.

نسل ما با رکود سال ۲۰۰۸ کوتاه آمد. وقتی دانشگاه را ترک کردیم، هیچ شغلی وجود نداشت. همه چیز بهتر شد – سپس ما را از کوه بردند.

ما نمی توانیم هیچ پیشرفتی داشته باشیم.

تمام منابع دنیا از نظر وام مسکن را دارد و هنوز هم کار نمی کند. پدرم توسعه دهنده املاک و مستغلات است و ۳۰ سال در این زمینه کار کرده است.

مشاوره کمک می کند. با ویژگی‌هایی، او و مادر می‌توانند به هر چیزی که پرچم قرمز است اشاره کنند. آنها می توانند به من بگویند که آیا قیمت مناسب است یا یک معامله خوب، یا پیشنهاد کنند که چه نوع مذاکره ای باید انجام دهیم. او به من یاد داد که این باید به نحوی از بین برود و شاید بهتر باشد صبر کنم.

اگر به همین منوال ادامه پیدا کند، هرگز خانه پدر و مادرم را ترک نمی کنم. یا باید کشور را ترک کنم. اما لزوما نمی دانم چه کسی را مقصر بدانم. من زنجیره ای از حوادث را مقصر می دانم. کووید به تبلیغات کمک می کند قیمت های بالا و نرخ بهره پایین تر بازار را تحریک کرده است.

دولت باید بازار مسکن را یک بازار عادی و متوسط ​​تنظیم کند. حالا این بازار به یک طرف تغییر کرده است. اگر این نوسانات به سمت دیگری پیش برود، افرادی که خانه را خریده اند احتمالاً آسیب خواهند دید. دور بعدی مشکلات فقط باید تنظیم شود.

تورم باید اصلاح شود. این خانواده ها را خفه می کند. من آن را در کارم با بچه ها و خانواده هایشان می بینم. میبینم داره خفهشون میکنه اگر بودجه ام تنگ تر می شد و فقط یک نفر بودم، حتی نمی توانم آن را تصور کنم. این برای یک خانواده چهار نفره چیست؟ این پایان همه چیز است. هیچ‌کس چیزهای اضافی نمی‌خرد یا برای خوردن بیرون نمی‌رود. هیچ کس این کارها را نمی کند. خدا نکنه اگه به ​​ماشین نیاز داری این یک مشکل دیگر است.

ای کاش می توانستیم بیش از هر چیز دیگری به این زمان در سال ۲۰۲۰ برگردیم. زمانی که بنزین بود و قیمت غذا ارزان بود. همه چیز مقرون به صرفه بود. شما فقط می توانید حرکت کنید. سپس، با گذشت زمان، همه چیز به تدریج تنگ تر شد. زندگی در این منطقه بسیار ناراحت کننده است. آمریکا الان

اگر بازار مسکن طی ۱۲ ماه آینده بهبود نیابد، من برنامه B ندارم، چون می دانم تنها نیستم، بلکه افراد دیگری هستند که می خواهند از شهر خارج شوند یا در حومه شهر تشکیل خانواده بدهند. من اسحاس بدی نسبت به آنها دارم. این مشکل است شما گروهی از مردم دارید که به اقتصاد کمک خواهند کرد، مانند من، متخصصان جوان، کودکان خردسال. اگر از آنها تقلید کنید، همه چیز را از بین می برد.

من واقعاً دوست دارم جو بایدن را ببینم و همه این اقتصاد را اصلاح کنند تا با یک خانواده معمولی آمریکایی زمزمه کنند. چون اینطور نیست. احساس می‌کنم رهبران ما در هر دو جناح سیاسی آنقدر نخبه‌گرا هستند که حتی متوجه نمی‌شوند کسی مثل من وجود دارد. غیرممکن است که بفهمیم این کاری نیست که کسی مثل من بتواند به تنهایی انجام دهد. این واقعیت است.

مقدار پولی که من به عنوان مالیات پرداخت می کنم برای یک فرد معمولی با درآمد مناسب مضحک است.

مدتی شرایط فعلی ام را پذیرفتم، اما هرگز فکر نمی کردم که خرید خانه کاری باشد که وقتی می خواستم نمی توانم انجامش دهم. احساس می کنم از کنترلم خارج شده ام.

زندگی با والدینم قطعاً آن چیزی نیست که فکر می کردم در این مرحله از زندگی ام انجام دهم.

بکا فینک در چهار سال گذشته در فیلادلفیا زندگی می کند و اصالتا اهل جنوب جرسی است. او مدیر موفقیت مشتری برای یک شرکت امنیت سایبری است و همچنین یک برنامه تشویقی رقابتی همه ستاره را اجرا می کند.

تمام نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است.

همانطور که به شین کروچر گفته شد.