یک نجات دهنده غیرمنتظره و فرار از اتحاد جماهیر شوروی – Nelofilm


اصلاح طلبان اصلی رژیم شوروی، نیکیتا خروشچف و میخائیل گورباچف، شهرت بسیار متفاوتی در خارج از شوروی سابق داشتند. خروشچف اغلب به عنوان یک قلدر نادان دیده می شود، در حالی که گورباچف، که در ۳۰ اوت درگذشت، یک اصلاح طلب شجاع بود که وی را نابود کرد. کمونیسم اروپایی رهبری فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را برعهده داشت، به خاطر مشارکت با ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ سرد اعتبار داشت و جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.

غربی ها تمایل دارند این واقعیت را نادیده بگیرند که هدف گورباچف ​​در اواخر دهه ۱۹۸۰ انحلال اتحاد جماهیر شوروی یا لغو کمونیسم نبود، بلکه نجات آنها از طریق اصلاح هر دو بود. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سقوط کمونیسم پیامدهای ناخواسته تلاش های او بود. از نتایج (به درستی) استقبال می شود، نه اهداف.

خروشچف در اکثر کشورهایی که بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بودند تا حد زیادی فراموش شده یا با تحقیر به او نگاه می شود. از سوی دیگر، در روسیه، آسیای مرکزی و بلاروس، گورباچف ​​مردی بود که یک قدرت بزرگ را نابود کرد، هرج و مرج کاشت و به قول ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، مسئول «بزرگترین تراژدی ژئوپلیتیک قرن بیستم» بود.

رسانه های یهودی و رهبران برجسته گورباچف ​​را به عنوان آزادی بخش یهودیان اتحاد جماهیر شوروی تحسین کردند، اگرچه برخی نشان داده اند که او علاقه خاصی به یهودیان نداشت. کشورهای بالتیک و حتی خود روسیه. گلاسنوست (باز بودن) به یهودیان این امکان را می داد که تمایلات خود را آشکارا بیان کنند، بسیاری از یهودیان می خواستند مهاجرت کنند، برخی دیگر می خواستند بمانند و یک زندگی یهودی مناسب در اتحاد جماهیر شوروی بسازند، و بسیاری از آنها چیزی جز ضد یهود نبودند که شانس زندگی آنها را محدود و به حاشیه می برد. .

از زمان انحلال کمیته ضد فاشیست یهودی در سال ۱۹۴۸، هیچ سازمان یا نهاد یهودی برای بیش از دو میلیون یهودی شوروی وجود نداشته است. پرسترویکا این (بازسازی) امکان ظهور ناگهانی و خودجوش حدود ۵۰۰ “انجمن فرهنگی یهودی” را از کشورهای بالتیک تا خاور دور در ۱۹۸۸-۱۹۸۹ داد. این فعالیت شگفت انگیز یهودیان در کنگره با تأسیس سازمان ملی یهودیان (VAD) به اوج خود رسید. در دسامبر ۱۹۸۹. هدف آن تحریک زندگی عمومی یهودیان در سراسر اتحاد جماهیر شوروی و پیوند مجدد یهودیان اتحاد جماهیر شوروی با یهودیان جهان بود. بیان و فعل ایجاد شده توسط گورباچف.

خداحافظ گورباچف
تصویری که گور میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی را در گورستان نوودویچی مسکو در ۷ سپتامبر ۲۰۲۲ نشان می دهد.
الکساندر نمنوف/ خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایماژ

باور عمومی بر این است که یهودیان شوروی در نتیجه محکومیت اسرائیل از سوی شوروی در جنگ ۱۹۶۷ در خاورمیانه، که طی آن دو کشور مشتری، مصر و سوریه، شکست های غیرمنتظره و تحقیرآمیزی متحمل شدند، یهودیت خود را دوباره بیدار کردند. یهودیان شوروی شوکه شدند. هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی به طور غیرمستقیم از نظر سیاسی و نظامی به اسرائیل حمله کرد، محکومیت شوروی اسرائیل و صهیونیسم باعث شد بخش بزرگی از جمعیت یهودی شوروی متوجه شوند که کشوری که برای آن در جنگ جهانی دوم جنگیده بودند با نابودی احتمالی یهودیان روبرو است. خود را حمایت می کند. احساس بیگانگی آنها از اسرائیل به جنبشی دامن زد که با مهاجرت بیش از یک میلیون یهودی از اتحاد جماهیر شوروی به اوج خود رسید.

اما جنبش مهاجرت به اسرائیل واقعاً در اواخر دهه ۱۹۵۰ با ابتکارات جسورانه و خطرناک تعدادی یهودی که زبان عبری را آموخته بودند و مجذوب ظهور یک دولت یهودی بودند، آغاز شد. این سخنرانی “در کنگره بیستم حزب و یهودی ستیزی در سال ۱۹۵۳ به عنوان “امور توطئه پزشکان” دروغین توصیف شد. مشخص بود که شش تن از پزشکان متهم به خیانت به اتحاد جماهیر شوروی یهودی بودند و متهم به کار برای یهودیان آمریکایی بودند. کمیته مشترک توزیع.”

یهودیان به تغییر سیاست در قبال آنها امیدوار بودند، اگرچه خروشچف چیزی در مورد یهودستیزی نگفت. هملند شوروی انتشار در سال ۱۹۶۱ آغاز شد و چند کتاب ییدیش در سال ۱۹۵۹ منتشر شد، اما بیان و فعالیت ملی یهودیان همچنان ممنوع است. برخی از کسانی که در پرونده های یهودیان تحقیق می کردند، دستگیر و به «فعالیت صهیونیستی» و «ناسیونالیسم خرده بورژوایی» متهم شدند. به زندان

خروشچف در سال ۱۹۶۴ سرنگون شد، اما جانشینان او مخالفان فرهنگی را سرکوب کردند و اصلاحات اقتصادی و سیاسی چکسلواکی را در سال ۱۹۶۸ که تهدید به سرایت به اتحاد جماهیر شوروی بود، متوقف کردند. آنها تظاهرات عمومی کوچکی را سازماندهی کردند، برای حقوق فرهنگی درخواست دادند، تلاش کردند آژانس های بین المللی، دولت ها و افکار عمومی خارجی را از وضعیت اسفبار و آرزوهای خود آگاه کنند، و تصویری از جامعه ای هماهنگ و عاری از درگیری را ارائه کردند که نمایانگر یک “مشکل ملی” بود. حل شد» سرپیچی کردند.

در آن زمان، خارج از لتونی، لیتوانی، گرجستان و بخش‌هایی از آسیای مرکزی، تعداد کمتری از یهودیان دانش کمی از سنت‌ها، تاریخ و زبان یهودی داشتند. یهودیان رسماً «ملیت» نامیده می شدند و مانند سایر شهروندان، قومیت آنها در اسناد هویتی آنها درج می شد. ناهماهنگی: آنها از نظر فرهنگ روسی و از نظر هویت یهودی بودند.

با این حال، از آنجایی که بیشتر یهودیان شوروی یهودیت نداشتند و هیچ زبان یا تاریخ یهودی را نمی دانستند، بسیاری از یهودیان خارج از اتحاد جماهیر شوروی آنها را “روس” می دانستند. زمانی که هزاران «روس» به این کشور مهاجرت کردند، سوءتفاهم زیادی بین یهودیان آمریکا و شوروی به وجود آمد. ایالات متحده، جایی که یهودیان آمریکایی هنوز در درجه اول به عنوان یک گروه مذهبی شناخته می شدند، در حالی که یهودیان شوروی اینگونه نبودند.

تعداد فزاینده‌ای در اتحاد جماهیر شوروی که به عنوان «یهودی» طبقه‌بندی می‌شدند، اما کمی از معنای آن اطلاع داشتند، در مورد معنی و محتوای یهودی بودن کنجکاو شدند. در سال ۱۹۶۹ آنها “کمیته هماهنگی همه اتحادیه” غیررسمی را ایجاد کردند، اما آن را رسمی نکردند. این انتخاب برای شرایط شوروی مناسب بود. هر سازمان رسمی به دلیل اینکه توسط دولت ایجاد نشده بود و شناسایی، مکان یابی و براندازی آن آسان تر بود، برانداز تلقی می شد. این جنبش از نظر جغرافیایی پراکنده است و هیچ مرکز یا رهبر مشخصی ندارد. کنترل آن برای مقامات شوروی دشوار خواهد بود.

فعالان نوظهور تظاهرات عمومی باز، طومارهایی به مقامات شوروی و جامعه بین المللی و نشریات غیررسمی “مخفی” راه اندازی کردند.مخلوط هافعالان یهودی با روزنامه نگاران غربی که مشتاق بودند در مورد پدیده ناسازگاری در جامعه بسته گزارش کنند تماس گرفتند. فعالان روابط نزدیکی با یهودیان و غیریهودیان آمریکای شمالی و اروپا برقرار کردند. حامیان که از لحاظ اقتصادی و سیاسی حمایت کردند.

فعالان یهودی شوروی خارج از کشور به عنوان توریست وارد اتحاد جماهیر شوروی شدند و چیزهای بسیار کمی (شلوار جین، لوازم آرایش، دوربین، ضبط صوت، کتاب و مجلات غربی) با خود آوردند. آنها آنها را به عنوان هدیه به فعالان یهودی می دادند و سپس می فروختند و توزیع می کردند. بودجه برای نیازمندان و فعالانی که به دلیل درخواست مهاجرت اخراج شده اند.

جنبش یهود برای مردم خارج از اتحاد جماهیر شوروی بیشتر قابل مشاهده شد تا برای مردم شوروی. حجم نشریات و برنامه های ضدصهیونیستی افزایش چشمگیری یافت و همزمان تقاضای مهاجرت به اسرائیل توجه جهانیان را به خود جلب کرد. در محل کار و مؤسساتی که توسط صهیونیسم محکوم شده اند. اسرائیل از بسیاری از یهودیانی که باید شرکت می کردند شرمنده بود.

در مارس ۱۹۷۱، دولت تصمیم گرفت مهاجرت کنترل شده و معتدل را مجاز کند، با این استدلال که اگر «آژیتاتورهای صهیونیست» و «متعصبان مذهبی» بروند، تقاضا برای مهاجرت کاهش خواهد یافت و چیزی که برای سیاست داخلی و خارجی مزاحم شد. . آنها به زنجیره مهاجرت و ادامه انزوای یهودیان فکر نمی کردند.

سه موج مهاجرت

سه موج مهاجرت یهودیان وجود داشت، اولین موج زمانی که لئونید برژنف و جانشینانش حزب را رهبری کردند. اولین موج از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۵ بود که حدود ۱۷۵۰۰۰ یهودی در مقادیر زیاد به اسرائیل رفتند. آنها به طور نامتناسبی از کشورهای بالتیک آمدند، جایی که سکولار بودند. فرهنگ یهودی و گرجستان در جایی باقی ماندند که یهودیت هنوز به طور گسترده انجام می شد، موج دوم (۱۹۷۵-۱۹۸۸) بیشتر از جمهوری های اسلاو – بلاروس، روسیه و اوکراین بود.

این شهروندان نسل سوم و چهارم شوروی به طور فزاینده ای به ایالات متحده مهاجرت می کردند. مقامات به طور معمول ویزای مهاجرت را رد می کردند، اغلب به این دلیل که متقاضی به «اسرار دولتی» دسترسی دارد. او از موسسات آموزش عالی اخراج و حتی به اردوگاه های کار و تبعید محکوم شد.

“مالیات تحصیلی” بر مهاجران بالقوه وضع شد و آنها را ملزم کرد هزینه تحصیلات عالی خود را به دولت بازپرداخت کنند. اجازه خروج از والدین و همسران سابق الزامی است. حتی در سال ۱۹۸۶، یک سال پس از میخائیل گورباچف ​​۵۴ ساله. هنگامی که او رهبر حزب شد، تنها ۹۱۴ یهودی مهاجرت کردند، در مقایسه با ۵۱۳۲۰ یهودی در سال ۱۹۷۹، یک سال قبل از مداخله شوروی در افغانستان که به تنش زدایی شرق-غرب پایان داد.

اما پس از آنکه گورباچف ​​سیاست‌های اصلاحی خود را در سال ۱۹۸۷ آغاز کرد و بعد از آن، از قضا درها باز شد، نه تنها به این دلیل که مهاجرت مجاز بود، بلکه به این دلیل که بسیاری از یهودیان می‌ترسیدند که کنترل خود را از دست بدهند. کسانی که می ترسیدند منجر به هرج و مرج، جنگ داخلی و قومی شود، احساس خطر کردند. درگیری، تقریباً مشابه درگیری ۱۹۱۹-۱۹۲۱. برای این، موج سوم، تا حد زیادی، “مهاجرت وحشتناک” بود.

یهودیان به هر کشوری که آنها را بپذیرد فرار کردند – بیشتر آنها از اسرائیل بودند. در مجموع، حدود ۵۷۵۰۰۰ یهودی (۱۹۸۹-۱۹۹۲) مهاجرت کردند که تعداد یهودیان شوروی را که سرزمین خود را ترک کردند به حدود ۱.۶ میلیون نفر رساند که بزرگترین مهاجرت یهودیان در سراسر جهان است. از قضا، این مهاجرت بزرگ یهودیان، از زمان خروج آگاه ترین و متعهدترین یهودیان، تلاش های بی سابقه و شدید برای بازسازی زندگی فرهنگی و مذهبی یهودیان در اتحاد جماهیر شوروی را تضعیف کرد.

چقدر طعنه آمیز است که دولت تأسیس شده توسط ولادیمیر لنین ضد صهیونیست که در سال ۱۹۶۷ روابط خود را با اسرائیل قطع کرد، بیش از هر کشور دیگری در تاریخ یهودیان را به اسرائیل فرستاده است.

زوئی گیتلمن به مطالعه نژاد و سیاست، به ویژه در کشورهای کمونیستی سابق، و همچنین سیاست اسرائیل و اروپای شرقی، و افکار و رفتار سیاسی یهودیان می پردازد. دیاسپورای جدید یهودی: مهاجران روسی زبان در ایالات متحده، اسرائیل و آلمان.

نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به خود نویسنده است.